برشی از نقد بر مستند عمامه صورتی؛ بازنمایی آشفته از نحوه حضور روحانیت در جامعه
به گزارش رسانه مرام، برشی از نقد بر مستند عمامه صورتی را که حجت الاسلام علیرضا محمدلو نوشته است را مطالعه می نمایید:
مستند عمامه_صورتی فارغ از فرم شتابزده،از حیث بازنمایی یکسری مبانی، مساله ها و دلالت هایش، حاوی نکات تامل برانگیزی است که مورد بررسی قرار میدهیم.
سه تصویر سکولار از روحانیت:
۱.بازنمایی “پیش از اجتماع” از روحانیت؛ خیلی کلیشهای و تکراری در سکانس اول مستند، با یک بازنمایی کاتولیکی از روحانیت، حرف آخر را اول میزند. #روحانیت بالای کوه بریده از جامعه که مشغول کنش ورزشی/فانتزی بوده و مبتلا به تصور شاد از خود و به اصطلاح یک خودآگاهی کاذب است.گویا که طعنه ای به گرایش عرفانی_اخلاقی روحانیت هم داشته باشد.
۲.بازنمایی “در اجتماع” از روحانیت؛ روحانیتی که کم توجه به قواعد و شئون ارتباطات از منظر دین(تعبیر گناه کوچک راوی)، وارد کافی شاپ، پارک و گفتگوی رو در رو با مردم!(دختران نوجوان و جوان بی/کمحجاب) با فیگور مردم شناسی! میشود. در این مواجهه با توجه به سوال راوی که خط روایت داستان را مدیریت میکند و پاسخ مصاحبه شوندگان، تصویر منفی جدایی مردم از روحانیت/دیوار حائل میان حوزه و جامعه، بازنمایی میگردد. گفتگوها بسیار تیز و ساختارشکن و با جهتگیری نفرت از روحانیت و حکومت، پیش میرود و از طرف راوی مستند هم همین روایت غلط فریز میشود.
۳.بازنمایی “بر اجتماع” از روحانیت؛ در ادامه تابوشکنی و روایت سازی مسموم، تصویری قدرت زده، توتالیتر، ضدعلم و منفور از روحانیت ارائه میدهد که از وقتی وارد عرصه حکمرانی شده، فساد سیاسی_اقتصادی را در پی داشته است.از دیالوگ سمی که در باب مونوریل نیمهکاره بود و عبارت “حرم من” هم بهره میبرد و نیز پرسش بدون پاسخی که راوی در باب تغییر سمت مردم/روحانیت از قبل و بعد انقلاب طرح میکند، همین روایت را تقویت مینماید.